مـادیـان خـسـتـه
بر لبـه ی راه مـی رود
با اجـاق و صاحبـ و سـیاه چـادری
بر پـشـتـشــ ..
او نذر کرده اسـتــ
اگر چـمنـزاری
حتی کوچکــ

در برابر چـشـمان اشــ
سـبز شــود
یک نعـل اش را برای خوشـبخـتی دو انسـان
جـا بگـذارد ..
دسـتــ هـایـ مـنـ از روزیــ کـهـ رهـایـشـانـ کـردیـ
بـهــ مـوزه یــ اشــیــایــ گـمـشـدهــ پـیـوســتــ ..
نظرات شما عزیزان:
|